02 March, 2008

بدون اسرائیل همان خاورمیانه


Without Israel the same Middle East

نویسنده: احمد هاشمی - ۱۳٩۱/٤/٢٠








جوزف جوف
ترجمه: احمد هاشمى
بخش دوم

 به عنوان مثال عراقى ها از این سلاح هاى کشتار جمعى علیه اشغالگران اسرائیلى استفاده نکردند. بلکه در سال ۱۹۸۸ و در حمله اى توام با گاز سمى علیه هموطنان کرد خود در حلبچه استفاده کردند که هیچ سلاح هسته اى نداشتند. در مورد برنامه هسته اى عراق همانطور که مى دانیم در گزارش دلفور که مبتنى بر اطلاعات برگرفته از وفاداران رژیم صدام است عراقى ها استدلال مى کردند که ایران تحریک کننده و عامل اصلى اتخاذ این سیاست است. تمامى مقامات عالى رتبه عراقى ایران را به عنوان دشمن اصلى عراق در منطقه قلمداد مى کردند. آرزوى متعادل کردن قدرت اسرائیل و کسب جایگاه و نفوذ در جهان عرب هم ملاحظات دولت عراق بودند ولى از نوع ثانویه. و اکنون شکل و تفسیر خشن تحقیرنمایى را بررسى مى کنیم. رقت انگیزترین روایتى که از این تفسیر ارائه شده بدین گونه است: اسرائیل صرفاً یک همسایه سرکش نیست بلکه یک مهاجم ناخواسته است. هنوز هم در خارج از جهان عرب طرفداران این نوع نگرش در غرب به آرامى از این وضع دفاع مى کنند و خود را گویندگان حقیقتى که جرات بیان تابو را دارند مى دانند. به عنوان نمونه نویسنده بریتانیایى اى ان ویلسون اعلام کرده است که با اکراه و بى میلى به این نتیجه رسیده که اسرائیل با اقدامات خود ثابت کرده است که حق حیات ندارد. و به دنبال حوادث یازده سپتامبر ۲۰۰۱ اندیشمند برزیلى آرتور گیانوتى گفت: «اجازه بدهید موافق باشیم تاریخ خاورمیانه بدون کشور اسرائیل که زخمى را بین اسلام و غرب گشود، کاملاً متفاوت مى بود. آیا شما مى توانید بدون رها شدن از این زخم که منبع سرخوردگى و یأس تروریست هاى بالقوه است از دست تروریسم رهایى یابید؟» تونى جات استاد دانشگاه و مدیر موسسه Ramarque در دانشگاه نیویورک استدلال مى کند که ایده تشکیل دولت یهودى اشتباهى تاریخى بوده است. این ایده مانند «پروژه جدایى طلبانه اواخر قرن ۱۹» است که در جهان نوین شگفت آور که با همراهى حقوق بین المللى به سوى کمال فرجام گرایانه جامعه چندقومى و چندفرهنگى در حرکت است، «جایگاهى» ندارد. پس تصور کنیم که ایجاد اسرائیل یک اشتباه تاریخى بوده که در صورت عدم وجود آن گناه اولیه- ایجاد اسرائیل- جهان اسلامى- عربى که از الجزایر تا مصر و از سوریه تا پاکستان گسترده است مى توانست موقعیت رضایت بخش ترى داشته باشد. سپس با تظاهر به اینکه مى توانستیم عصاى سحر آمیزى داشته و با حرکت دادن آن اسرائیل را از نقشه محو کنیم بیایید از گذشته به سوى حال حرکت کنیم.• تمدن برخوردها بیایید با این سئوال که در سال ۱۹۴۸ زمانى که اسرائیل در میان جنگ متولد شد چه روى داد آغاز کنیم. آیا این تولد باعث پیدایش مشکل فلسطینیان شد؟ نه کاملاً. مصر ماوراى اردن (اردن امروزى)، سوریه، عراق و لبنان به سمت حیفا و تل آویو حرکت کردند ولى نه براى آزادى فلسطین بلکه براى تصاحب آن. این جمله به عنوان برنامه کارى قدرت هاى رقیب براى به دست آوردن قلمروى براى خود در میان کشورهاى همسایه بود. اگر آنها پیروز میدان بودند کشور فلسطین شکل نمى گرفت و باز هم تعداد زیادى فلسطینى آواره مى شد. (به یاد بیاورید که نیمى از جمعیت کویت در زمان حمله صدام در سال ۱۹۹۰ از کشور خود فرار کردند.) در واقع تصور کنید که بیدارى ملیت گرایى فلسطینى که در اواخر دهه ۱۹۶۰ و دهه ۱۹۷۰ آغاز شد، در این صورت مى توانست حمله کنندگان انتحارى خود را متوجه مصر، سوریه و جاهاى دیگر کند. بیایید تصور کنیم که اسرائیل در سال ۱۹۶۷ به جاى اشغال کرانه باخترى و نوار غزه که به ترتیب تحت حاکمیت حسین پادشاه اردن و جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر بودند، از نقشه منطقه محو شده بود آیا آنها (مصر و اردن) سرزمین هاى فلسطین تحت حاکمیت خود را به یاسر عرفات رهبر فلسطینیان مى دادند و براى انجام اقدامات حسنه به حیفا و تل آویو مى آمدند؟ احتمالاً نه. این دو فرمانروا به خاطر ترس و نفرت مشترک خود از عرفات به عنوان بنیانگذار فتح (جنبش ملى آزادیبخش فلسطین) و متهم به توطئه بر علیه رژیم هاى عربى با یکدیگر متحد مى شدند. به طور خلاصه حتى در صورت نبود اسرائیل هم «عامل بنیادین» بى سرزمینى فلسطینیان هنوز ادامه داشت.۱- کشورها رودرروى کشورها محو اسرائیل از تعاملات منطقه اى به سختى مى توانست مناسبات دوستانه عربى را تقویت کند. عقب نشینى قدرت هاى استعمار گر بریتانیا و فرانسه در اواسط قرن بیست مجموعه اى از کشورهاى عربى تازه تاسیسى را از خود به جا گذاشت که هر یک به دنبال بازترسیم نقشه منطقه بودند. سوریه از روزهاى اولیه استقلال ادعاى ارضى خود بر لبنان را مطرح کرد. در سال ۱۹۷۰ تنها قدرت نظامى اسرائیل بود که دمشق را از حمله به اردن و به بهانه حمایت از قیام فلسطینیان بازداشت. در طول سال هاى دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مصر ناصرى خود را مظهر پان عربیسم مى دانست و در خلال سال هاى دهه ۱۹۶۰ به مداخله در یمن پرداخت. جانشین ناصر، انور سادات در اواخر دهه ۱۹۷۰ گرفتار درگیرى هاى جسته گریخته با لیبى بود. سوریه در سال ۱۹۷۶ به سوى لبنان پیشروى کرد و به گونه موثرى این کشور را ۱۵ سال بعد ضمیمه خود کرد و عراق دو جنگ را به هم کیشان مسلمان خود آغاز کرد: با ایران در سال ۱۹۸۰ و با کویت در سال ۱۹۹۰. جنگ با ایران طولانى ترین جنگ متعارف قرن بیست بود. هیچ کدام از این مناقشات به درگیرى اسرائیل و فلسطینیان ارتباطى ندارد. در واقع محو اسرائیل امکانات نظامى را براى استفاده در چنین رقابت هاى داخلى آزاد خواهد کرد.

منبع: فارین پالسى


Post a Comment