14 January, 2014

سیاست خارجی اردوغان، از نوعثمانی گرایی تا انزوا گرایی




مقاله ام که با تغییراتی در صفحه ناظران بی بی سی فارسی منتشر شد:

به روز شده:  16:09 گرينويچ - دوشنبه 13 ژانويه 2014 - 23 دی  
رجب طیب اردوغان در روز سه شنبه ۱۷ دیماه گذشته، در تور شرق دور خود، در دیدار رسمی از ژاپن در پاسخ به سوال یک خبرنگار در مورد نقش ترکیه در سوریه گفت: "ترکیه هدف و برنامه ای برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای یا جهانی ندارد."
این اظهارات اردوغان را می توان چرخشی ۱۸۰ درجه ای در سیاست خارجی ترکیه دانست چرا که فقط شش ماه پیش، وی اظهار نظر دیگری کرده بود.
اردوغان در ماه آگوست ۲۰۱۳ در دفتر یادبود آنیت کابیر (آرامگاه آتاترک) اینگونه نوشته بود: "ترکیه با عزمی جزم در حال تبدیل شدن به قدرتی منطقه ای و جهانی است".
او در بحبوحه درگیری های سوریه نیز گفته بود: "بدون اجازه ما در خاورمیانه حتی پرنده ای نمی تواند پر بزند."

از تنش صفر با همسایگان تا دشمنی با همسایگان

از احمد داوداوغلو، وزیر خارجه ترکیه به عنوان معمار سیاست خارجی دولت اردوغان نام برده می شود.
او زمانیکه به سمت وزارت خارجه منصوب شد با طرح سیاست "تنش صفر با همسایگان" در صدد برآمد تا ناسازگاری هایی را که در روابط ترکیه و همسایگانش وجود دارد از میان بردارد.
در این چارچوب،او برای بهبود روابط با یونان، ارمنستان، عراق، سوریه و ایران دست به ابتکاراتی زد.
مجموعه عواملی از قبیل خلا قدرت و بی ثباتی در خاورمیانه و رشد سالیانه بیش از ۷ درصدی اقتصاد ترکیه در دورانی که اروپا در بحران اقتصادی غوطه ور بود باعث شد دولت اردوغان با نادیده گرفتن واقعیت های منطقه ای و اجبارهای ژئوپولتیک، بیش از توان و ظرفیت دستگاه دیپلماسی این کشور به ایفای نقش بپردازد.
بطور مثال، داوداغلو در ۲۵ آوریل ۲۰۱۱ در یک سخنرانی ادعا کرد: در سال ۲۰۲۳ -- یکصدمین سالگرد تاسیس جمهوری ترکیه -- این کشور به یک دولت جهانی تبدیل خواهد شد و در ادامه خواهان اتحاد مناطق جدا شده از امپراطوری عثمانی شد.
در کنار سیاستهای بلندپروازانه و اوج گیری خودکامگی های اردوغان، تغییرات رخ داده در منطقه، میزان اهمیت و تاثیرگذاری ترکیه را به حاشیه برده است.
از جمله این تغییرات عبارتند از:

مذاکرات مستقیم آمریکا با ایران

"
مجموعه عواملی از قبیل خلا قدرت و بی ثباتی در خاورمیانه و رشد سالیانه بیش از ۷ درصدی اقتصاد ترکیه در دورانی که اروپا در بحران اقتصادی غوطه ور بود باعث شد دولت اردوغان با نادیده گرفتن واقعیت های منطقه ای و اجبارهای ژئوپولتیک، بیش از توان و ظرفیت دستگاه دیپلماسی این کشور به ایفای نقش بپردازد."
روند مذاکره مسقیم دیپلماتهای آمریکایی با همتایان ایرانی شان که از تابستان گذشته شروع شده فقط محدود به انرژی هسته ای جمهوری اسلامی نمی شود بلکه در قالب یک بسته مذاکراتی، مسائلی از قبیل موضوع سوریه، لبنان و عراق را نیز دربر می گیرد.
اظهارات جان کری در مورد امکان حضور ایران در مذاکرات ژنو ۲ در ارتباط با سوریه که در ۲۲ ژانویه برگزار خواهد شد و تاکید مقامات سوری برای حضور ایران در این کنفرانس، نشان از تغییر معادلات منطقه ای به ضرر ترکیه و به سود ایران است.
دیدار رسمی اردوغان از ایران در اواخر ماه جاری میلادی (۲۷-۲۸ ژانویه) نیز در این راستا شایان اهمیت است.
به نظر می رسد امریکا در موضوعاتی از قبیل لبنان، سوریه و عراق و هموار کردن مسیر گذار مسالمت آمیز و تدریجی به عصر بعد از بشار اسد و حتی تدوین سازوکاری برای مبارزه احتمالی با گروههای افراطی سُنی از جمله القاعده که دشمن مشترکی برای ایران، سوریه، آمریکا و اسرائیل محسوب می شود نیاز مبرمی به همکاری ایران دارد.
این در حالی است که ترکیه در دوران زمامداری اردوغان، به کشوری حامی گروههای افراطی سُنی از قبیل اخوان المسلمین، حماس، جهاد اسلامی، و بطور غیرمستقیم القاعده و سلفی ها در شمال سوریه تبدیل شده است.
با این وجود، هر گونه گمانه زنی در مورد نقش و اهمیت احتمالی جمهوری اسلامی پیش از حل معضل هسته ای ایران، غیرواقع بینانه خواهد بود.
سیاست جدید واشنگتن حکایت از آن دارد که رویکرد سنتی آمریکا در حمایت از کشورهای محوری اسلامِ سُنی یعنی عربستان، مصر و ترکیه برای مقابله با کشورهای یاغی عرب از قبیل عراقِ صدام حسین، لیبیِ معمر قذافی در حال تغییر است چرا که دیگر نه از قذافی خبری است و نه از صدام حسین.
آمریکا ترجیح می دهد برای حل تهدیدات امنیتی و مشکلات بغرنج منطقه ای رأسا با جمهوری اسلامی وارد مذاکره شود.
الگوی اسلامگرایی میانه رو به رهبری اردوغان، جاذبه سابق خود را برای آمریکا از دست داده است.
توسعه نفوذ القاعده در منطقه و حتی اعمال کنترل بر برخی نقاط سوریه (شمال) و عراق (غرب) امریکا را بیش از پیش به سو همکاری با جمهوری اسلامی و متحدش عراقِ نوری المالکی سوق داده است.
اوباما ترجیح می دهد با نوری المالکی قدرتمند در عراق مواجه باشد تا عراقی از هم پاشیده که بستری برای رشد تروریسم و افراط گرایی است.

سُنی گرایی و باتلاق سوریه

"
سیاست جدید واشنگتن حکایت از آن دارد که رویکرد سنتی آمریکا در حمایت از کشورهای محوری اسلامِ سُنی یعنی عربستان، مصر و ترکیه برای مقابله با کشورهای یاغی عرب از قبیل عراقِ صدام حسین، لیبیِ معمر قذافی در حال تغییر است چرا که دیگر نه از قذافی خبری است و نه از صدام حسین."
دولت اردوغان که پس از حل مشکلات مربوط به چریکهای کرد و مساله بهره برداری از آب فرات، پیوندهای اقتصادی و سیاسی قدرتمندی با سوریه ایجاد کرده بود با آغاز جنگ داخلی از مخالفان اهل سنت در برابر دولت علوی مذهب بشار اسد حمایت کرد.
سُنی گرایی اردوغان در عرصه سیاست خارجی ضربات سهمگینی به منافع خارجی ترکیه وارد آورد و حتی تنشهایی را در بین اقلیت علوی و اکثریت اهل سنت در مناطقی از ترکیه - بویژه در استان مرزی و علوی نشین هاتای - موجب شد.
سیاست خارجی پر اشتباه دولت ترکیه تبعات زیادی را برای این کشور به همراه داشته و اکنون که جامعه جهانی صحنه های کشتار و قتل عام را از دور تماشا می کند و به علت قدرت یابی عناصر سلفی و جهادی دیگر تمایل چندانی برای حمایت از اپوزیسیون ندارد، این ترکیه است که باید پذیرای نزدیک به ۶۰۰ هزار آواره سوری در خاک خود باشد.

خصومت با مصر

اردوغان با واکنشها، مداخلات و سیاستهای هیجانی در قبال تحولات مصر و عدم انعطاف در برابر واقعیتهای عینی و حمایت بی دریغ از اخوان المسلمین، مشکلات زیادی را برای ترکیه به ارمغان آورد.
آنکارا در حال حاضر با این دولت قدرتمند عربی و اسلامی تحت کنترل نظامیان، روابط سردی دارد بطوریکه چندی پیش سفیر ترکیه از قاهره اخراج شد و روابط به سطح کاردار تنزل کرد و واردات محصولات ترکیه به مصر متوقف شد.

نگاه سامی ستیزانه در مواجهه با اسرائیل

اردوغان نیز همانند دولتمردان جمهوری اسلامی (بویژه احمدی نژاد) دارای گرایشات ضد یهودی بوده و هر از گاهی این نگرش خود را علنی کرده است.
وی در ۲۹ ژانویه ۲۰۰۹ و در حاشیه نشست مجمع جهانی اقتصاد در داوس سوئیس با اظهاراتی جنجالی که به one-minute policy مشهور شد واکنشهای زیادی را علیه خود و سیاستهای کشورش موجب شد.
هرچند این رویکرد، وی را به یک قهرمان جهان اسلام و جهان عرب تبدیل کرد ولی این اقدام و رفتارهایی از قبیل نزدیکی به گروههای افراطی و تروریستی اهل سنت در شمال سوریه و حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، جایگاه ترکیه را از کشوری شبه غربی و نیمه اروپایی به کشوری گیر افتاده در منازعات خاورمیانه تنزل داد.

قدرتیابی کردهای عراق و سوریه

کردها از معدود برندگان تحولات چند ساله اخیر در خاورمیانه از قبیل حمله امریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، آغاز تحولات موسوم به بهار عربی در اواخر سال ۲۰۱۰ و جنگ داخلی سوریه بودند.
این تحولات باعث شد کردها در شمال عراق و سوریه، دو کردستانِ خودمختار تاسیس کنند.
به علاوه گروههای چریکی کرد از جمله پ ک ک و پ ی د توانستند قدرت و دایره عملیاتی خود را وسعت بخشند. مجموعه این عوامل منجر به کاهش تاثیرگذاری ترکیه در فراتر از مرزهایش (بویژه مرزهای جنوبی اش) شده است.

تُرکی زدایی در سیاست خارجی

"
به نظر می رسد ستاره اقبال اردوغان در حال افول است و رجب طیب اردوغان از قهرمان و الگویی برای دموکراسی در کشورهای اسلامی به جایگاه فرمانروایی خودکامه تنزل کرده است. در داخل نیز، بویژه پس از رسوایی اخیر مالی و اختلاسهای بزرگ، دولت عدالت و توسعه در بین افکار عمومی ترکیه دیگر جایگاه سابق را ندارد."
در پیش گرفتن سیاست خارجی ایدئولوژیک و اسلام گرایانه و خارج کردن جمهوری های ترکی در آسیای میانه و قفقاز از دایره اتحاد استراتژیک ترکیه، نزدیکی به ارمنستان و تلاش برای بازگشایی مرزهای مشترک دو کشور به بهای رنجاندن جمهوری آذربایجان و به تبع آن ایجاد بحران در قیمت گاز صادراتی این کشور به ترکیه در کنار تضعیف همگرایی با اتحادیه اروپا و نزدیکی نامتوازن با کشورهای عربی و اسلامی خاورمیانه از جمله دیگر اقدامات نسجیده ای بود که ترکیه را به انزوای کنونی رسانده است.

افول ستاره اردوغان

به نظر می رسد ستاره اقبال اردوغان در حال افول است و رجب طیب اردوغان از قهرمان و الگویی برای دموکراسی در کشورهای اسلامی به جایگاه فرمانروایی خودکامه تنزل کرده است.
در داخل نیز، بویژه پس از رسوایی اخیر مالی و اختلاسهای بزرگ، دولت عدالت و توسعه در بین افکار عمومی ترکیه دیگر جایگاه سابق را ندارد.
انتخابات ماه مارس آینده ترازویی برای سنجش میزان محبوبیت اردوغان و حزب تحت امرش حزب عدالت و توسعه خواهد بود که برای یازده سال قدرت را بطور انصاری در قبضه خود داشته است.
بنابر نظر بسیاری از کارشناسان، ترکیه با بازگشت به نقش سنتی خود در عرصه سیاست خارجی، تقویت و تجدید پیوندهای سابق با اتحادیه اروپا و نگاه واقع بینانه تر به مساله اقلیت کرد با مخاطب قرار دادن مردم و تشکلهای سیاسی و مدنی کردی بجای مذاکره با عبدالله اوجالان، می تواند روابط خارجی مخدوش شده اش را بازسازی کند.
البته نباید فراموش کرد با وجود چالش‌های فوق الذکر، ترکیه همچنان بزرگترین دموکراسی اسلامی و قدرت اول اقتصادی و صنعتی منطقه و جهان اسلام است و مسیری طولانی برای نهادینه کردن آزادی و دموکراسی و اقتصاد متنوع و صادرات محور پیموده است.
 
Post a Comment